قبل از شروع باید یادآوری کنم که از نظر اخلاقی، نگاه کردن به بشقاب غذای دیگران کار جالبی نیست. مخصوصاً اگه مهمونمون باشه که خیلی کار زشتیه.
ولی خب اگه چشم ها رو درویش کنیم و قرار باشه در راستای آگاهی بیشتر و پیشرفت علم(!) نیم نگاهی به بشقاب غذای یک ا
برچسب:
نویسنده: ماهان رجبی
در ایالتهای مختلف امریکا به موارد عجیب و غریبی برخورد می کنیم که تبدیل به قانون شدن و احتمالاً این سوال پیش میاد که خروجی این قوانین از مغز یک انسان بوده یا ازمابهترون؟
.
مثلا:
در فلان ایالت بستن زرافه به دکه تلفن عمومی و تیر چراغ برق ممنوعه!
در ایال
برچسب:
نویسنده: ماهان رجبی
برچسب:
نویسنده: ماهان رجبی
تابحال دقت کردین به اسم رقابت چه کثافت کاری های عظیمی در جامعه و دنیای ما در حال انجامه؟
عزیزانی که علاقمند و در جریان رقابتهای ورزشی هستن به سادگی می تونن از بسیاری حرکات ناجوانمردانه و زیر آبی رفتن ها برای کسب عنوان های بهتر توسط ورزشکاران یا دست ا
برچسب:
نویسنده: ماهان رجبی
پ.ن) این پست نزدیک به سه هزار و پانصد کلمه بوده و اطمینان کامل میدم که با نخوندنش هیچ چیز از دست نخواهید داد (مثل بقیه پست های این وبلاگ)
.
به احترام بیش از دوسال و چند ماه که از ترک کامل و بدون بازگشت اینجانب از شبکه های اجتماعی گذشته احساس میکنم می
برچسب: اجتماعی,
نویسنده: ماهان رجبی
برچسب:
نویسنده: ماهان رجبی
برچسب:
نویسنده: ماهان رجبی
اون: مرخصی میخوام آقای یگانه
من: حرفشم نزن. آخر ساله از مرخصی خبری نیست.
.
اون: فقط یه روز. پنجشنبه میرم شنبه صبح سرکارم.
من: چه خبر هست حالا؟
.
اون: میخوام برم برف بازی!
من: الان برف کجا بود دخترجان؟!
.
اون: شهر ما هنوز برف داره (راست میگفت. شهرش
برچسب:
نویسنده: ماهان رجبی
برچسب:
نویسنده: ماهان رجبی
فکر می کنم یکی از بهترین قسمت های فیلم بادیگارد که خیلی به دلم نشست جایی بود که امیر آقایی از پرویز پرستویی پرسید:
.
ــ حیدر! تو که به همه چیز شَک نکردی؟
.
به اصل موضوع در این فیلم کاری ندارم.
ولی فکر می کنم این شک کردن ها در طول زندگی گاهاً آزارده
برچسب:
نویسنده: ماهان رجبی
برچسب:
نویسنده: ماهان رجبی